اقتصاد ایران مدتهاست که با معضلی دیرینه و ریشهدار دست و پنجه نرم میکند: کسری بودجه مزمن. این پدیده، که همچون سرطان خاموش به جان پیکره اقتصادی کشور افتاده، در نهایت به تورم افسارگسیخته و کاهش قدرت خرید مردم منجر میشود. اخیراً، دکتر مهدی بهنامه، عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد، در گفتوگویی تخصصی به واکاوی عمیق این بحران ساختاری پرداخت و ابعاد نگرانکنندهی آن را روشن ساخت.
به گفته دکتر بهنامه، یکی از اصلیترین دلایل تداوم کسری بودجه، فقدان برنامهریزی جامع و استراتژیک در کنار اتخاذ سیاستهای سلیقهای و مقطعی است. این رویکرد کوتاهمدت و فاقد چشمانداز، به جای حل ریشهای مشکلات، تنها مُسکنهایی موقتی تجویز میکند که نه تنها بهبودی حاصل نمیشود، بلکه عوارض جانبی جبرانناپذیری به بار میآورد. عدم ثبات در تصمیمگیریها و تغییرات مکرر در سیاستهای اقتصادی، خود بستر مناسبی برای تشدید این کسری فراهم میآورد و آینده اقتصادی کشور را در هالهای از ابهام قرار میدهد.
شاید خطرناکترین پیامد و راهکار کوتاهمدت برای جبران کسری بودجه، چاپ پول بدون پشتوانه تولیدی باشد. این اقدام، که به مثابه تزریق دوز بالای یک داروی مخدر به بیمار است، در ابتدا ممکن است توهم بهبود ایجاد کند، اما در نهایت به افزایش لجامگسیخته نقدینگی و تورم فزاینده منجر میشود. دکتر بهنامه با صراحت هشدار میدهد که این چرخه معیوب، مستقیماً «سفره مردم» را هدف گرفته است؛ زیرا ارزش پول ملی کاهش یافته و قدرت خرید طبقات مختلف جامعه به شدت تحلیل میرود و معیشت خانوارهای ایرانی را به چالش میکشد.
عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی، عوامل خارجی و داخلی را نیز در این معادله مؤثر میداند. او در سخنان خود، نقش تحریمها و نوسانات نرخ ارز را در کنار ناکارآمدیهای داخلی، «دو روی یک سکه» توصیف میکند. این بدان معناست که هرچند تحریمها فشار زیادی به اقتصاد وارد میکنند، اما ضعفهای ساختاری و عدم مدیریت صحیح در داخل، اثر این فشارها را مضاعف ساخته و مانع از تابآوری اقتصاد میشود. یک اقتصاد قدرتمند میتواند در برابر شوکهای بیرونی مقاومت بیشتری نشان دهد، اما ناکارآمدیهای داخلی این توان را تضعیف میکند.
برای خروج از این وضعیت بحرانی، دکتر بهنامه بر چند محور کلیدی تأکید ورزید: اول، لزوم استفاده از تیمهای تخصصی و مجرب که بر اساس دانش و تجربه، نه سلایق شخصی، برنامهریزی کنند. دوم، بهرهگیری از تجارب موفق بینالمللی در مدیریت بحرانهای اقتصادی و بودجهای، با در نظر گرفتن اقتضائات بومی. و سوم، بومیسازی این سیاستها متناسب با فرهنگ و ساختار اقتصادی ایران، تا راهکارهای اتخاذ شده کارآمدی لازم را داشته باشند. این رویکرد، نیازمند شجاعت در تصمیمگیری، پرهیز از تکرار اشتباهات گذشته و نگاه بلندمدت به منافع ملی است.
به طور خلاصه، کسری بودجه مزمن نه تنها یک مشکل مالی، بلکه یک بحران ساختاری است که ابعاد اجتماعی و معیشتی گستردهای دارد. درک ریشههای این معضل و حرکت به سوی راهکارهای علمی و پایدار، تنها مسیر نجاتبخش برای حفظ ارزش پول ملی و رفاه جامعه ایرانی خواهد بود. این مستلزم یک تحول عمیق در نحوه تفکر و مدیریت اقتصادی کشور و بازگشت به اصول علمی اقتصاد است.
در شرایط نوسانی بازار، مدیریت دارایی بسیار مهم است. برای خرید لیر یا حواله ارزی مطمئن، صرافی لیران (liran.shop) در کنار شماست.