دومین هفته تیرماه برای بازار ارز کشور با نوسانات قابل توجهی همراه شد. در کمال تعجب و برخلاف انتظارات، نرخ دلار آمریکا در این هفته با جهشی نزدیک به ۴ درصد، خود را به محدوده ۱۶۶ هزار تومان رساند. این افزایش قیمت در حالی رقم خورد که پیش از آن، بانک مرکزی با هدف ثباتبخشی به بازار و کنترل انتظارات تورمی، از برنامه افزایش تخصیص ارز و تزریق قریب به دو میلیارد دلار به بازار خبر داده بود. این پدیده، سوالات مهمی را درباره دلایل واکنش منفی بازار به سیگنال به ظاهر مثبت بانک مرکزی و مسیر آتی دلار پیش روی تحلیلگران و فعالان اقتصادی قرار میدهد.
چرا سیگنال بانک مرکزی بیاثر بود؟ تحلیل پشت پرده جهش دلار
اعلامیه بانک مرکزی مبنی بر افزایش تخصیص ارز و تزریق ۲ میلیارد دلار به بازار، در وهله اول باید با استقبال و کاهش نرخ ارز مواجه میشد. اما آنچه رخ داد، عکس این موضوع بود. تحلیلگران اقتصادی چندین عامل را در بیاثر ماندن این سیگنال و حتی تشدید روند صعودی دلار موثر میدانند:
- کمبود اعتبار و اعتماد: در طول سالیان متمادی، سیاستهای ارزی بانک مرکزی همواره با چالشهایی در زمینه کسب اعتماد عمومی مواجه بوده است. تجربههای پیشین نشان داده که تزریق مقطعی ارز، تنها میتواند اثرات کوتاهمدت داشته باشد و قادر به حل ریشههای بنیادین نوسانات نیست. بازار به دنبال راه حلهای پایدار است، نه مسکنهای موقتی.
- حجم تزریق ناکافی در برابر نیاز بازار: هرچند ۲ میلیارد دلار رقم قابل توجهی به نظر میرسد، اما در مقایسه با حجم کل گردش مالی و نیاز واقعی اقتصاد کشور به ارز (به ویژه برای واردات و پوشش تقاضای پنهان)، ممکن است از نظر بازار کافی تلقی نشده باشد. این عدم کفایت میتواند این پیام را به بازار بدهد که بانک مرکزی ابزار لازم برای مدیریت کامل تقاضا را در اختیار ندارد.
- فشارهای تورمی و نقدینگی: یکی از مهمترین ریشههای تقاضا برای دلار، نرخ بالای تورم داخلی و حجم بالای نقدینگی در کشور است. زمانی که نرخ تورم بالا باشد، مردم و سرمایهگذاران برای حفظ ارزش داراییهای خود، به سمت ارزهای باثباتتر مانند دلار روی میآورند. تا زمانی که این ریشههای تورمی مهار نشود، هرگونه تزریق ارز تنها حکم مبارزه با علائم را دارد.
- ابهامات اقتصادی و سیاسی: شرایط کنونی اقتصاد کلان کشور، شامل کسری بودجه دولت، وضعیت مبادلات خارجی و همچنین تنشهای منطقهای و بینالمللی، چشمانداز اقتصادی را با ابهاماتی همراه کرده است. در چنین شرایطی، سرمایهگذاران ترجیح میدهند داراییهای خود را به شکل دلار حفظ کنند که پناهگاهی امن در برابر نوسانات محسوب میشود.
۱۷۰ هزار تومان، مرز روانی یا مقصد بعدی؟
با رسیدن نرخ دلار به ۱۶۶ هزار تومان و بیاثر ماندن سیگنالهای بانک مرکزی، گمانهزنیها درباره رسیدن به مرز ۱۷۰ هزار تومان شدت گرفته است. این سطح، نه تنها یک عدد در نمودار، بلکه یک مرز روانی مهم برای فعالان بازار و افکار عمومی محسوب میشود. فتح این سد روانی میتواند انتظارات تورمی را بیش از پیش تشدید کرده و به خودی خود محرکی برای افزایش بیشتر قیمت باشد. عواملی مانند تداوم فشارهای تورمی، عدم بهبود در وضعیت درآمدهای ارزی کشور (مانند نفت و صادرات غیرنفتی) و همچنین تشدید مجدد ابهامات سیاسی میتواند دلار را به سمت این مرز و حتی فراتر از آن سوق دهد.
در مقابل، برای جلوگیری از این روند صعودی، بانک مرکزی نیاز به اتخاذ تدابیر قاطعتر و هماهنگتر با سایر نهادهای اقتصادی دارد. این تدابیر باید شامل مدیریت کارآمد نقدینگی، کنترل تورم از ریشههای آن، و ایجاد چشماندازی روشنتر برای سرمایهگذاران باشد تا اعتماد از دست رفته به بازار بازگردد. صرف تزریق ارز، بدون اصلاحات ساختاری، بعید است بتواند جلوی خیزش دوباره دلار را بگیرد.
در شرایط نوسانی بازار، مدیریت دارایی بسیار مهم است. برای خرید لیر یا حواله ارزی مطمئن، صرافی لیران (liran.shop) در کنار شماست.