بازارهای مالی ایران بار دیگر و پس از وقفهای کوتاه ناشی از تعطیلات، شاهد یکی از پاسخهای صریح و بیرحمانه خود به سیاستگذاریهای مبتنی بر «تفاهمنامههای روی کاغذ» بود. در اولین روز کاری هفته، نرخ دلار آزاد با جهشی چشمگیر، بیش از ۶۵۰۰ تومان افزایش یافت و از مرزهای جدیدی عبور کرد که نشاندهنده ناگزیری اقتصاد از بازتاب واقعیتهای بنیادی است. این افزایش نه تنها یک نوسان ساده، بلکه واکنشی قاطع به تلاشهایی است که بدون ریشهیابی مشکلات اصلی، سعی در مهار ظاهری بازار دارند و عملاً راه را برای پدیدهای به نام رانتسازی هموار میکنند.
رشد ناگهانی و قابل توجه نرخ ارز به سطوحی فراتر از انتظار، به سرعت منجر به خلق پدیدهای میشود که اقتصاددانان از آن به عنوان «رانت کلاسیک» یاد میکنند. این رانت زمانی شکل میگیرد که اختلاف فاحشی بین نرخ رسمی یا نیمهرسمی ارز و نرخ بازار آزاد وجود دارد. گروههای خاصی با دسترسی به دلار ارزانتر – چه از طریق سهمیههای دولتی، چه بخشنامههای خاص واردات و صادرات – میتوانند از این شکاف بهرهبرداری کرده و سودهای کلانی به جیب بزنند. در مقابل، آحاد جامعه، مصرفکنندگان و تولیدکنندگانی که باید با نرخهای بازار آزاد مبادله کنند، متحمل هزینههای سنگینتری میشوند که در نهایت به افزایش تورم و کاهش قدرت خرید عمومی میانجامد. این چرخه، نابرابریهای اقتصادی را تشدید کرده و به عدالت اجتماعی لطمه میزند.
«تفاهمنامههای روی کاغذ» که بازار به آنها پاسخ داده، غالباً شامل برنامههایی برای تثبیت نرخ ارز، تزریق مقطعی دلار به بازار یا بستههای حمایتی است که بدون پرداختن به عوامل ساختاری همچون نقدینگی سرگردان، تورم مزمن، کسری بودجه دولت، و عدم قطعیتهای سیاسی و اقتصادی داخلی و خارجی، تدوین میشوند. بازار ارز، همچون دماسنجی حساس، این ضعفهای بنیادی را به خوبی تشخیص داده و با هر بار نادیده گرفته شدن واقعیات، با شدت بیشتری واکنش نشان میدهد. این وضعیت، عدم اعتماد عمیق فعالان اقتصادی و سرمایهگذاران به پایداری این گونه توافقات و تفاهمنامهها را به نمایش میگذارد و سیگنالی روشن از ناکارآمدی رویکردهای دستوری به اقتصاد محسوب میشود.
پیامدهای این جهش ارزی فراتر از اعداد و ارقام است. از یک سو، برنامهریزی برای کسبوکارها و سرمایهگذاریها را دشوارتر میسازد و فضای عدم اطمینان را تشدید میکند. از سوی دیگر، با افزایش بهای تمامشده کالاهای وارداتی و حتی محصولاتی که مواد اولیه آنها وارداتی است، فشار تورمی بر زندگی روزمره مردم دوچندان میشود. این چرخه معیوب، دورنمای اقتصادی کشور را در هالهای از ابهام فرو میبرد و مدیریت داراییها را برای افراد و شرکتها به چالشی بزرگ تبدیل میکند، چرا که حفظ ارزش داراییها در چنین شرایطی نیازمند دانش و تدبیر بالایی است.
بازار ارز ایران، بار دیگر نشان داد که تنها با راهکارهای ریشهای و اصلاحات ساختاری میتوان ثبات نسبی را به آن بازگرداند، نه با راهکارهای مقطعی و وعدههایی که دوامی ندارند. تا زمانی که شکاف بین سیاستگذاریهای اعلامی و واقعیتهای اقتصادی پابرجا باشد، باید انتظار واکنشهای مشابه و حتی شدیدتر از سوی این بازار را داشت و تکرار پدیده رانتسازی را پیشبینی کرد.
در شرایط نوسانی بازار، مدیریت دارایی بسیار مهم است. برای خرید لیر یا حواله ارزی مطمئن، صرافی لیران (liran.shop) در کنار شماست.