در حالی که دیدگان سیاستگذاران پولی در تهران به رشد میلیمتری و دستوری نرخ دلار حواله در کانال ۱۴۶ هزار تومان دوخته شده و شاید آنان به این ثبات نسبی دلخوش باشند، واقعیتی دیگر در تاریکخانههای بازار آزاد و بهویژه پلتفرمهای تبادل رمزارز در جریان است. طوفانی خاموش، اما قدرتمند، شکل گرفته که اکنون به اوج خود رسیده و نرخ دلار را از مرز ۱۶۱ هزار تومان نیز فراتر برده است.
این شکاف عمیق، بیش از پیش به وضوح نشان میدهد که توهم تنظیمگری و تلاش برای کنترل دستوری بازار، راه به جایی نمیبرد. سیاستگذار با تمرکز بر یک بخش کوچک و محدود از بازار ارز، یعنی حواله، از پویایی و قدرت تعیینکننده بخش آزاد و پلتفرمهای غیرمتمرکز غافل شده است. این غفلت، نه تنها به ثبات منجر نشده، بلکه زمینهای برای تشدید نوسانات و عدم شفافیت فراهم آورده و فضای مساعدی را برای سودجوییهای بیرویه ایجاد کرده است.
فارق از هرگونه دخالت رسمی، همین فاصله قابل توجه میان نرخهای رسمی و آزاد، بهشت آربیتراژگران را خلق کرده است. تفاوت نرخها، فرصتی بینظیر برای کسب سود از طریق خرید ارز در بازار با قیمت پایینتر (مانند نرخهای حوالهای یا حتی حوالههای نیمایی در دسترس برخی) و فروش آن در بازار آزاد یا پلتفرمهای رمزارز با قیمتهای بسیار بالاتر فراهم میآورد. این جریان دوطرفه، حجم عظیمی از نقدینگی را به سمت این فرصتهای سودآور سرازیر کرده و خود به عاملی برای فشار صعودی بر نرخ دلار در بازار آزاد تبدیل شده است.
پلتفرمهای رمزارز در این میان نقش کلیدی ایفا میکنند. با توجه به ماهیت غیرمتمرکز، امنیت و امکان تبادل سریع و جهانی، این بسترها به معیاری برای کشف قیمت واقعی دلار در شرایط تحریم و عدم اعتماد به کانالهای رسمی تبدیل شدهاند. بسیاری از کاربران و معاملهگران، برای دسترسی به نقدینگی دلاری و محافظت از ارزش دارایی خود در برابر تورم افسارگسیخته، به این پلتفرمها روی میآورند. این پلتفرمها، جایی است که “قیمت واقعی” دلار، دور از دخالتهای دستوری، به روشنی خود را نشان میدهد و به مرجعی برای تعیین ارزش پول ملی بدل گشته است.
این وضعیت، پیامدهای جدی برای اقتصاد کشور دارد. بیاعتمادی عمومی به سیاستهای پولی و ارزی، تشدید فرار سرمایه و خروج نقدینگی به سمت بازارهای باثباتتر، و در نهایت افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مردم، تنها بخشی از این عواقب هستند. وقتی سیاستگذار نمیتواند یا نمیخواهد واقعیتهای بازار را بپذیرد، پاشنه آشیل اقتصاد بیش از پیش نمایان میشود و فشار آن مستقیماً بر دوش اقشار آسیبپذیرتر جامعه سنگینی میکند.
عبور دلار از مرز ۱۶۱ هزار تومان، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نتیجه منطقی رویکردی است که به جای مقابله با ریشههای تورم و مدیریت انتظارات، سعی در مهار ظاهری و دستوری بازار دارد. آربیتراژ، در واقع نشانهای از این عدم تعادل و تلاشی طبیعی از سوی بازار برای رسیدن به تعادل است، اما با هزینههایی گزاف برای اقتصاد کلان. این روند نشان میدهد که بدون اصلاحات ساختاری و پذیرش واقعیتهای اقتصادی، شکاف میان نرخهای رسمی و واقعی، روز به روز عمیقتر خواهد شد و بازار آزاد به تعیینکننده نهایی ارزش پول ملی تبدیل میشود.
در شرایط نوسانی بازار، مدیریت دارایی بسیار مهم است. برای خرید لیر یا حواله ارزی مطمئن، صرافی لیران (liran.shop) در کنار شماست.