بر اساس یافتههای جدید شرکت تحقیقاتی و مشاورهای گارتنر، استراتژی بسیاری از شرکتهای بزرگ برای تامین مالی پروژههای هوش مصنوعی با تعدیل نیروی انسانی، آنطور که انتظار میرفت، مزیت مالی به همراه نداشته است.
در یک نظرسنجی گسترده، گارتنر فاش کرده است که بخش قابل توجهی از سازمانهای بزرگ، به امید آزادسازی منابع مالی برای سرمایهگذاریهای سنگین در فناوریهای هوش مصنوعی، دست به کاهش تعداد کارکنان خود زدهاند. این اقدام در نگاه اول منطقی به نظر میرسید؛ کاهش هزینههای عملیاتی جاری برای تامین بودجه فناوری آیندهساز. اما نتایج این تصمیمات، برخلاف پیشبینیها، سودآوری مالی مورد انتظار را به دنبال نداشته است.
چرا این استراتژی بیاثر بود؟
اگرچه جزئیات کامل گزارش گارتنر در این خبر خام موجود نیست، اما میتوان حدس زد که دلایل متعددی پشت این عدم موفقیت مالی وجود دارد. کاهش نیروی انسانی میتواند به از دست دادن دانش سازمانی حیاتی، کاهش روحیه کارکنان باقیمانده و در نتیجه افت بهرهوری منجر شود. همچنین، هزینههای مربوط به بستههای خروج از خدمت، استخدام مجدد در صورت نیاز، و نیاز به آموزشهای تخصصی برای کارکنان موجود جهت کار با سیستمهای هوش مصنوعی جدید، میتواند بخشی از صرفهجوییهای اولیه را خنثی کند.
علاوه بر این، گاهی اوقات سرمایهگذاری در هوش مصنوعی نیازمند تغییرات ساختاری عمیقتر و طولانیمدتتری است تا بتواند بازدهی واقعی را نشان دهد. صرفاً تامین مالی اولیه از طریق کاهش پرسنل، بدون یک برنامه استراتژیک جامع برای ادغام هوش مصنوعی در فرایندها و فرهنگ سازمانی، ممکن است کافی نباشد و حتی هزینههای پنهان جدیدی ایجاد کند.
درسی برای آینده
این گزارش گارتنر میتواند زنگ خطری برای مدیرانی باشد که به دنبال راهحلهای کوتاهمدت و سادهانگارانه برای تامین مالی نوآوری هستند. سرمایهگذاری در هوش مصنوعی بدون شک برای آینده کسبوکارها حیاتی است، اما روش تامین مالی آن نباید به قیمت تضعیف ستونهای انسانی سازمان تمام شود. یک استراتژی مالی پایدار و همهجانبه که شامل ارزیابی دقیق هزینهها و منافع بلندمدت، و همچنین حفظ و توسعه سرمایههای انسانی است، برای موفقیت در عصر هوش مصنوعی ضروری به نظر میرسد.