در حالی که توجهات بینالمللی به تنشهای فزاینده میان ایالات متحده و ایران معطوف شده است، دولت دونالد ترامپ در داخل آمریکا با بحرانی جدی و داخلی دست و پنجه نرم میکند. این بحران که به “تعطیلی نسبی دولت” معروف است، نتیجه عدم توافق بر سر لایحه بودجه است و در اوج بحثها درباره گامهای نظامی احتمالی علیه ایران رخ داده است.
ریشههای بحران بودجه و پیامدهای آن
این بحران بودجه، که به معنای تعطیلی بخشهایی از نهادهای دولتی و به مرخصی رفتن هزاران کارمند فدرال بدون حقوق است، پس از آن آغاز شد که کنگره آمریکا نتوانست بر سر لایحه تامین بودجه به توافق برسد. با وجود تصویب لایحه در سنا، مجلس نمایندگان –که در آن زمان کنترل آن در دست جمهوریخواهان بود– از تصویب نهایی آن خودداری کرد. محور اصلی اختلاف، درخواست پرزیدنت ترامپ برای تخصیص بودجه کلان جهت ساخت دیوار مرزی با مکزیک بود، که با مخالفت شدید دموکراتها و بخشی از جمهوریخواهان مواجه شد.
تعطیلی دولت، علاوه بر ایجاد آشفتگی در ارائه خدمات عمومی و لطمه زدن به معیشت کارمندان فدرال، میتواند اعتبار سیاسی دولت ترامپ را نیز تحتالشعاع قرار دهد. این وضعیت، دولت آمریکا را در شرایطی قرار داده که همزمان باید به تهدیدات خارجی و بحرانهای داخلی بپردازد. تحلیلگران بر این باورند که این دوگانگی میتواند توانایی کاخ سفید را در مدیریت موثر هر دو جبهه تضعیف کند.
در حالی که واشنگتن با ادبیات تند و هشدارهای پی در پی علیه تهران، احتمال اقدام نظامی را در منطقه مطرح میکند، در داخل، دولت ترامپ درگیر یک جنگ سیاسی بر سر بودجه است. این چالش داخلی میتواند پیامدهای جدی بر سیاست خارجی آمریکا، به ویژه در قبال پرونده ایران داشته باشد، چرا که یک دولت باثبات و متحد داخلی، قدرت چانهزنی و تصمیمگیری قویتری در عرصه بینالملل خواهد داشت.
این وضعیت، پرزیدنت ترامپ را در مخمصهای بیسابقه قرار داده است؛ جایی که او باید میان مواجهه با رقبای خارجی و حل و فصل اختلافات شدید داخلی توازن برقرار کند. چشمها اکنون به واشنگتن دوخته شده تا ببیند این بحران داخلی چگونه بر راهبردهای آتی آمریکا در خاورمیانه و فراتر از آن تاثیر خواهد گذاشت.