بازارهای جهانی کالا در سالهای اخیر شاهد پدیدهای نگرانکننده بودهاند: «قیمتگذاری جنگی». این اصطلاح جدید، گویای واقعیتی تلخ است که از سال 2020 میلادی خود را نشان داده و با تشدید درگیریها، بهویژه جنگ اوکراین و تنشهای ژئوپلیتیکی مرتبط با ایران، عمق بیشتری یافته است. بسیاری از تحلیلگران اقتصادی این دوران را آغاز «عصر دوم مرکانتیلیسم» مینامند، جایی که مبارزات قدرت نه تنها در جبهههای نظامی، بلکه در میدانهای اقتصادی و بازارهای جهانی نیز سرنوشتساز هستند.
بازگشت مرکانتیلیسم: نبرد اقتصادی برای بقا
مفهوم مرکانتیلیسم، که در قرون گذشته بر اقتصاد جهانی حاکم بود و بر انباشت ثروت از طریق صادرات و حمایتگرایی دولتی تاکید داشت، اکنون با ظاهری نوین بازگشته است. در این دوره جدید، کشورها به دنبال تضمین امنیت زنجیرههای تامین حیاتی، کنترل منابع استراتژیک و استفاده از اهرمهای اقتصادی برای پیشبرد منافع ملی خود هستند. جنگ اوکراین به وضوح نشان داد که چگونه دسترسی به انرژی، غلات و سایر کالاهای اساسی میتواند به ابزار فشار سیاسی و نظامی تبدیل شود.
تنشهای ژئوپلیتیکی و نوسانات بازار
تنشهای مداوم در نقاط مختلف جهان، از جمله وضعیت پیرامون ایران که پیامدهای گستردهای بر بازارهای نفت و انرژی دارد، به این پدیده دامن زده است. عدم اطمینان ناشی از این درگیریها، سرمایهگذاران را به سمت احتکار یا خروج از بازارهای پرریسک سوق میدهد و در نتیجه، نوسانات قیمتی بیسابقهای را در فلزات گرانبها، محصولات کشاورزی و حاملهای انرژی شاهد هستیم. این «قیمتگذاری جنگی» به این معناست که قیمت کالاها نه فقط بر اساس عرضه و تقاضای طبیعی، بلکه با در نظر گرفتن ریسکهای ژئوپلیتیکی و پتانسیل بروز درگیریهای جدید تعیین میشود.
پیامدهای جهانی و آینده اقتصاد
پیامدهای این دوران جدید مرکانتیلیسم و قیمتگذاری جنگی بسیار گسترده است. تورم فزاینده، ناامنی غذایی و انرژی، و افزایش فشار بر کشورهای در حال توسعه تنها بخشی از آن است. دولتها در سراسر جهان مجبورند سیاستهای اقتصادی و تجاری خود را بازبینی کنند تا در برابر شوکهای بیرونی مقاومتر شوند و امنیت ملی خود را در ابعاد اقتصادی نیز تضمین کنند. این عصر جدید، نه تنها چالشهای بزرگی را به همراه دارد، بلکه تعریف ما از قدرت و چگونگی به دست آوردن آن در صحنه جهانی را نیز تغییر میدهد.
منبع: SABAH